faridemrooz@yahoo.comبه وبلاگ " طرفداران داریوش در امریکا " خوش آمديد :: هرگونه نقد و بررسی و استفاده از مطالب مندرج در اين وبلاگ با ذكر ماخذ بلامانع است :: با سپاس :: فرید

دوشنبه ۱۱ تیر ،۱۳۸٦
خاموشی بانوی آواز ايران

متاسفانه باز هم هنرمندی متعهد و اصیل از جنس موزیک ایران پس از سالها مبارزه با هیولایی به نام سرطان از میان ما رفت. این بار قرعه به نام مهستی افتاد و با رفتنش جامعه ایرانی و دوستدارانش را عزادار کرد. خانم مهستی آواز خواندن را از ۲۰ سالگی آغاز کرد و با خواندن ترانه های زیباو اصیل و مردمی خیلی زود جایی در میان بزرگان برای خودش باز کرد و محبوب همگان شد. ایشان با بزرگترین ترانه سرایان، آهنگسازان و تنظیم کنندگان موزیک ایران همکاری داشتند. استاد جهانبخش پازوکی، محمد حیدری و صادق نوجوکی بیشترین سهم را در به ثمر رساندن مهستی ایفا کردند. پس از زنده یاد هایده محبوبیت مهستی صد چندان شد و ایشان تا اواخر عمرشان با ایمان و با عشق به مردم در تمام صحنه های جهانی برای دوستدارانش برنامه اجرا می کردند. و اما روی ديگر سکه!

متاسفانه باز هم ثابت شد که ما تا چه اندازه عاشق مرده پرستی هستيم. تا زمانی که ايشان در قيد حيات بودند هيچ اسمی از مهستی در تلويزيونهای به ظاهر ۲۴ ساعته نبود ولی به محض اينکه مهستی از دنيا رفت، تلويزيونها شروع کردن در وصف مهستی و آخ که ما چه هنرمندی را از دست داديم! دعواها شروع شد که خانمها و آقايان دختر خانم مهستی به شبکه ما گفته که فقط اين شبکه حق داره مراسم خاکسپاری را پخش کنه! اون يکی شبکه ميگفت که من با مهستی از ايران هم محل بوديم . ما بايد مراسم خاکسپاری را پخش کنيم!‌ يکی  ديگه ميگفت که مهستی وصيت کرده مراسم خاکسپاريش از اين تلويزيون بايد پخش بشه!  در اين آشفته بازار هم تلويزيونی پيدا شده بود و ادعا می کرد که مهستی ۲ روز قبل از فوت مسيحی شده و در وصيتنامه خود ذکر کرده که بايد به صورت تشريفات مسيحيت دفن بشود. عجبا که اگر خانم مهستی زنده بودن و نظاره گر اين بودن که چگونه تلويزيونها دارن حلوا حلواشون می کنند هزاران بار آرزو می کردن که کاش به دنيا نيامده بودند.

آقای مجری می فرمايند ما در تدارک اين بوديم که برای خانم مهستی مراسمی در خور نام ايشان در سالن مجلل کداک تياتر با حضور تمامی هنرمندان برگزار نماييم! بله به قول معروف نوشدارو پس از مرگ سهراب! آقای مجری ادامه می دهند که ما فکر نمی کرديم که مهستی به اين زودی از دنيا برود! جناب آقای مجری مگر مرگ دست من و شماست که بدونيم کی زود يا دير از دنيا می رود. شما به عنوان يک رسانه تصويری و به عنوان اينکه رسالتی بزرگ نزد مردم داريد بايد زودتر از اينها به فکر امثال مهستيها، ويگنها، سوسنها، فرزينها،هايده ها، عماد رامها، فرهاد ها، فريدون فروغيها و .... باشيد تا اينکه کار از کار گذشته باشد. آقايون تلويزونهای به ظاهر ۲۴ ساعته تا چه زمانی قصد فريب مردم را داريد؟

اما روز خاکسپاری بانو مهستی فرا رسيد و افتضاحی ديگر در اجرای برنامه. متاسفانه آقای مجری خودش را با گزارشگر فوتبال اشتباه گرفته. با صدای بلند داد ميزنه! حالا آقای معين را می بينيم، بيژن مرتضوی از ماشين پياده ميشه.....  ليلا فروهر را می بينيم. حالا کورس از ماشين پياده ميشه و .... بقيه ماجرا.  تا چشم هم کار ميکنه خوانندگان تازه به دوران رسيده که با درست کردن ۱ آلبوم خودشان را در عرش می بينند در آنجا حضور دارند و با همگی آنها نيز مصاحبه ميشود تا قسمتی از برنامه پر شود و در ميان اين مصاحبه های رنگارنگ يکی از اين تازه به دوران رسيده ها با ناراحتی می گويد فقدان مهستی ضربه بزرگی است به ما هنرمندان! چی شد که شما آقای مثلا خواننده خودت را به در و ديوار می کوبيدی که ۱ عکس با خواننده مورد علاقت بگيری حالا با درست کردن ۱ آلبوم خودت را هنرمند می دونی!‌ پس با اين حساب داريوش، ابی و گوگوش چی بايد بگويند؟

اينها قسمتی بود از واقعيتهای جامعه هنری ما که هر روز از ديروز بدتر می شود. خدا به داد آيندگان برسد! به هر حال تسليت می گويم فقدان خانم مهستی را به جامعه هنری، مردم ايران و خانواده اش.  اميوارم از اين به بعد بيشتر به فکر هنرمندان خود باشيم و قدر آنها را بدانيم.

 

                                                                         شاد و داريوشی باشيد...

farid

یکشنبه ٢٧ خرداد ،۱۳۸٦
پيوند يگانه صدای جاودان با محبوب جوانان

farid

دوشنبه ٢۱ خرداد ،۱۳۸٦
مصاحبه با رامين زمانی

به اطلاع همه دوستانی که منتظر مصاحبه با رامين زمانی آهنگساز

برجسته کشورمان بودند ميرسانم که رامين جان در تماسی که با من

داشتند خواستار اين شدند که تاريخ مصاحبه را به اواخر تابستان موکول

کنيم و دليلش را نيز عنوان کردند که در حال حاضر مشغول تهيه ۳ آلبوم

ميباشند که بايد آنها را تا ماه سپتامبر و اکتبر ميلادی به کمپانی تحويل

 بدهند و آمادگی مصاحبه را در اين زمان ندارند. اميدوارم که ايشان بتوانند

در آينده نزديک با فکر باز و خيالی آسوده پاسخگوی سوالات ما باشند.از

همه دوستان عزيز که لطف دارند و از اين وبلاگ بازديد ميکنند عذرخواهی

 می کنم که اين مصاحبه در تاريخ اعلام شده قبلی به علت گرفتاريهای

که رامين زمانی عزيز دارند انجام نشد.

 

 

                       شاد و داريوشی باشيد...

farid

چهارشنبه ٢٠ دی ،۱۳۸٥
يادی از پرويز مقصدی

بدون شک در تاریخ موزیک ایران نامهای بزرگی به گوشمان میخورد که به راحتی نمیتوان از کنار

آنها گذشت. یکی از این نامها استاد پرویز مقصدی است که بدون شک یکی از بنیانگذاران

موزیک پاپ ایران میباشد. ایشان در قبل از انقلاب فعالیت خودش را آغاز کرد و توانست خوانندگان

بزرگ و مطرحی را به ایرانیان معرفی کند. گروه معروف ۶ و ۸ که در آغاز متشکل از خواننده بزرگ

داریوش اقبالی، زنده یاد افشین و کیوان بود که تا به امروز خاطره آن گروه معروف هنوز در ذهنها

باقی مانده است. پس از جدایی داریوش از گروه ۶و ۸ نیز این همکاری بین داریوش و 

پرویز مقصدی ادامه پیدا کرد و در واقع محکمتر شد که باعث به وجود آمدن آثاری به یاد ماندنی

و طلایی نظیر تلافی، بمن نگو دوستت دارم،چی میشه گفت به این دل دیوونه، حسود، 

تنگ غروبه، رگ شب، داد از این دل و بسیاری دیگر گردید. از خوانندگان بزرگ دیگری که افتخار

همکاری با پرویز مقصدی را داشته اند، میتوان از گوگوش، زنده یاد ویگن، عارف، ستار، اونیک، 

نلی و بسیاری دیگر اشاره کرد. پس از وقوع انقلاب، پرویز مقصدی مانند دیگر دوستان و 

همکارانش وطن را ترک و راهی آمریکا شد که تا به امروز در ینگه دنیا زندگی مینماید. 

دوستان زیادی از داخل و خارج از ایران لطف کردن ایمل فرستادن و خواستار این شدن که خبری

از آقای پرویز مقصدی و فعالیتهای ایشان را در اطلاع عموم قرار بدهم و یا در صورت امکان ترتیب

یک مصاحبه با ایشان داده شود. متاسفانه ایشان در این ۲۷ سال تبعید روزه سکوت گرفتن و به

کلی از جامعه هنری به دور هستن. در حال حاضر دز شهر زیبا و ساحلی سندیگو اقامت دارند.

در این سالها بسیاری از هنرمندان برای ایشان پیغام فرستادن و خواستار همکاری با ایشان

شدند که مورد قبول ایشان واقع نشد و حتی بسیاری از دوستان و هنرمندان در تدارک

مراسمی در خور نام این هنرمند (پرویز مقصدی) برای ارج نهادن به زحمات بی وقفه ایشان در

اعتلای موزیک پاپ ایران بودند که باز هم مورد قبول ایشان واقع نشد. در همین رابطه نیز مجله

وزین جوانان چاپ لوس آنجلس در هفته قبل مطلبی در رابطه با پرویز مقصدی به رشته تحریر

در آورده بود. به هر حال معلوم نیست که ایشان از چه چیزی ناراحت هستند و چرا سکوت اختیار

کرده اند؟ به هر حال امیدوارم که دوباره شاهد حضور پرویز مقصدی بزرگ در صحنه موزیک ایران

باشیم.  با آرزوی سلامت و تندرستی و طول عمر برای استاد پرویز مقصدی...

در پایان میخواهم به کار زیبای داریوش عزیز و یارانش در آلبوم راه من اشاره کنم که در قسمت

دفترچه آلبوم  آمده است:         به خنیاگر بزرگ این راه به پرویز مقصدی...

داریوش، فرید زولاند، اردلان سرفراز، ایرج جنتی عطایی، آندرانیک،شهیار قنبری و تیکران ساکیان

                        تنگ غروبه خورشید اسیره...        میترسم امشب خوابم نگیره...

                                                                                             شاد باشید...

farid

چهارشنبه ۸ آذر ،۱۳۸٥
در سوگ استاد بابک بيات

خسته و در به در شهر غمم              شبم از هر چی شبه سیاهتره

زندگی زندون تلخ کینهاست              تو دلم زخم هزارتا خنجره

خیلی سخته وقتی که داری در غربت زندگی می کنی و روز تولدت بهت خبر بدن که استاد بیات

از میانمان رفته. دلم سوخت به حال بابک و از ته دل زار زار گریه کردم و افسوس خوردم که

موسیقی ایران استادی را از دست داد که بیش از ۴۰ سال برای این موسیقی زحمت کشید.

بابکی که به خاطر وطنش و به عشق مردمش ترک غربت نمیکنه، همه سختیها را به جون

میخرد و با جان و دل کار میکنه، موسیقی میسازه و الان در اوج پختگی از این دنیا میرود...

         نه، نه، این حق بابک نمیتونه باشه!

متاسفانه به علت دوری از وطن و یا به قول داریوش عزیز(غربت اجباری)، هیچ وقت فرصت این را

نیافتم که استاد بیات را از نزدیک ببینم، ولی همیشه از راه دور موسیقیش را دنبال میکردم،

سبکش را بسیار دوست داشتم و چه زیبا پیانو می نواخت.

در قرن ۲۱ داریم زندگی می کنیم و تاریخسازان موزیک ایران، داریوش نازنین، ایرج عزیز، ابی عزیز

نمیتونن به خاطر کسی که سالها باهاش زندگی کردن به وطن خودشون برن و در کنارش باشن.

مگر این عزیزان چه گناهی کرده اند.

تسلیت میگم به خانواده زنده یاد بیات، به داریوش نازنین، به ایرج عزیز، به ابی عزیز،

به فرید زولاند عزیز و به تمام دوستدارانش.

متاسفانه در کشورمان ایران، هیچ اهمیتی برای هنر و هنرمند قایل نیستند و تره هم برای

کسی خورد نمیکنن و حاضر نیستند خرج درمان بابکی که این همه افتخار برای موسیقی ایران

به ارمغان آورده را بپردازند. افسوس و صد افسوس...

در پایان گلایه بزرگی دارم از وبلاگ تاکسی که بی پروا  به داریوش نازنین، به ایرج عزیز و به ابی

عزیز تاخته و این عزیزان را متهم کرده که در این روزها یاد و کمکی به همسنگرشون نکردن.

آیا خود شما که این جور شعار می دهی، آیا خودت بر بالین بابک حضور داشتی؟

آیا شما که اطلاع نداری و برای خودت مینویسی، میدانستی که داریوش نازنین، ایرج عزیز و

ابی عزیز در این روزها با خانواده مرحوم بیات در تماس بوده اند و پیشنهاد هر گونه کمک مالی

و معنوی را به آنها داده اند؟         متاسفم برای وبلاگ تاکسی و نویسنده اش

                            تو سپیدی من سیاهم        خسته ای گم کرده راهم

                            تو به هر جا در پناهی          من به دنیا بی پناهم

                            تو  طلوع هر امیدی              من غروبی نا امیدم

                            تو سپید و دل سیاهی         من سیاه دل سپیدم

farid

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

Logo/لوگو

Links/لينكها
سایت داریوش
سایت های مورد علاقه طرفداران

Dariush2000

Weblog Dariush

Ebi.net

Janatie-Ataie

Ardalan Sarfaraz

Farid Zoland

Bonbasteman

Raheh Taraneh

Ebi Parastan

Dariush only Dariush


وبلاگهاي مديريت